مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: محسن ناصری, وحید خوری
کلیدواژه ها : گروه دهليزي - بطني - نيتريك اكسايد - L - Arg - L - NA
: 6677
: 11
: 0
ایندکس شده در :
اثرات (L-NA) N(G)-nitro-L-arginine به عنوان مهار كننده آنزيم نيتريك اكسايد سنتاز جهت بررسي نقش نيتريك اكسايد درونزاد (نقش فیزیولوژیك نیتریك اكساید) و L-Arg) L-Arginine) به عنوان یك ماده افزایش دهنده نیتریك اكساید جهت بررسي نقش نيتريك اكسايد برونزاد (نقش فارماكولوژيك نيتريك اكسايد) در ويژگي هاي تونيك و كاركردي گروه دهليزي – بطني قلب خرگوش در مدل لانگندورف تغيير يافته مورد ارزيابي قرار گرفت و نتايج ذيل بدست آمد:(1 L-NA نسبت به حالت كنترل، در رابطه با ويژگيهاي تونيك گره، موجب افزايش هدايت در گروه دهليزي – بطني از 2±38 ميلي ثانيه به 2±43 ميلي ثانيه (P<0.01)، افزايش دوره تحريك ناپذيري موثر از 2±100 ميلي ثانيه به 2±110 ميلي ثانيه (P<0.05) و افزايش دوره تحريك ناپذيري كاركردي از 5±155 ميلي ثانيه به 4±164 ميلي ثانيه (P<0.01) گرديد و تزريق L-Arg آن را به حالت كنترل برگرداند.(2 L-NA نسبت به حالت كنترل در رابطه با ويژگيهاي كاركردي گروه، موجب انحراف به سمت بالاي منحني ريكاوري بدون تغيير معني دار در ثابت زمان ريكاوري از 2±54 به 2±56 و افزايش طول موج ونكه باخ از 2±139 ميلي ثانيه به 2±145 ميلي ثانيه (P<0.01) گرديد. اما افزايش معني داري بر تسهيل پذيري نداشت.(3 L-Arg نسبت به حالت كنترل، در رابطه با ويژگيهاي تونيك گروه، موجب افزايش هدايت در گروه دهليزي – بطني از 2±39 ميلي ثانيه به 3±44 ميلي ثانيه (P<0.001)، افزايش دوره تحريك ناپذيري موثر از 2±102 ميلي ثانيه به 3±114 ميلي ثانيه (P<0.001)، و افزايش دوره تحريك ناپذيري كاركردي از 3±158 به 2±166 ميلي ثانيه (P<0.01) گرديد.(4 L-Arg نسبت به حالت كنترل، در رابطه به ويژگيهاي كاركردي گروه، موجب انحرف به سمت بالاي منحني ريكاوري بدون تغيير معني دار ثابت زمان ريكاوري از 2±48 به 2±50، افزايش طول موج ونكه باخ از 2±142 ميلي ثانيه به 3±150 ميلي ثانيه (P<0.001)، افزايش تسهيل پذيري از 2±5 به 2±8 (P<0.01) و افزايش ميزان خستگي از 2±12 به 2±19 (P<0.001) گرديد.نتيجه گيري اينكه نيتريك اكسايد در غلظت هاي فيزيولوژيك (درونزاد) اثر تحريكي و در غلظت هاي فارماكولوژيك (برونزاد) اثر تضعيف كننده بر روي گروه دهليزي – بطني دارد.
نویسندگان: محسن ناصری, مهندس محمد کمالینژاد, محسن بهرامی
کلیدواژه ها : استئوآرتروز - طب سنتي ايران - درد
: 7675
: 86
: 0
ایندکس شده در :

  مقدمه: استئوآرتروز يا آرتريت دژنراتيو، شايعترين بيماري مفصلي مزمن غيرعفوني است. بسته به شدت بيماري، درمانهاي مختلف دارويي و حمايتي و گاه جراحي براي آن پيشنهاد ميشود. به علت مزمن بودن سير بيماري، درمانهاي دارويي موضعي در مقايسه با داروهاي خوراكي و تزريقي به دليل عوارض كمتر ارحج است. پماد مرهم مفاصل، تركيبي طبيعي برگرفته از طب سنتي ايران است كه براي كمك به كنترل درد و ساير علايم آرتروز مفاصل تهيه شدهاست. نتايج مطالعات مقدماتي، نشانگر تأثير مثبت دارو بر كيفيت زندگي بيماران و فقدان عوارض مهم بودهاست.

  مواد و روشها: اين تحقيق باليني دوسوكور متقاطع در 36 بيمار مبتلا به استئوآرتريت زانوها، تأثيرات مثبت ضد دردي و بهبود عملكرد بيماران را با استفاده از اين داروي گياهي به مدت سه هفته در مقايسه با مصرف دارونما در همان بيماران با رعايت دوره پاكسازي مورد بررسي قرار داد و با معيارهاي استاندارد سنجش VAS و WOMAC ميزان درد و توان عملكردي بيماران با استفاده از هر دو نوع پماد مورد ارزيابي قرار گرفت.

  نتايج: بررسي نتايج نشان داد كه هم دارو و هم دارونما تأثير آماري معناداري در كاهش درد و بهبود عملكرد بيماران داشتهاند (001/0 p <) و علاوه بر آن، پماد مرهم مفاصل نسبت به پماد دارونما تأثير معنادار بيشتري داشتهاست(01/0 p <). همچنين مصرف مرهم مفاصل، فاقد عوارض عمومي يا موضعي مهم بودهاست.

نویسندگان: محسن ناصری, مسعود اطیابی
کلیدواژه ها : كليدواژهها التهاب حاد - داتوره - گياهان دارويي
: 7412
: 50
: 0
ایندکس شده در :
زمينه : عدم درمان قطعي و كامل التهاب توسط داروهاي شيميايي، نياز به تحقيق در اين زمينه را با روشها و داروهاي جديد اجتنابناپذير كرده است.هدف : مطالعه به منظور تعيين اثر ضد التهابي عصاره الكلي بذر گياه داتوره بر التهاب حاد و مزمن در موش انجام شد.مواد و روشها : در اين مطالعه تجربي كه در سال 1383 در دانشكده پزشكي دانشگاه شاهد انجام شد، التهاب با سه روش تزريق فرمالين، گزيلن يا اسيد استيك به كف پا، گوش يا داخل صفاق موشها ايجاد شد. اندازهگيري ميزان التهاب با تعيين جذب نوري محلول جدا شده از اين اعضا (محلول آبي ايوانس كه قبلاً به داخل گردش خون تزريق شد) انجام گرفت. براي التهاب مزمن وزن پليت پنبهاي كاشته شده در ناحيه كشاله ران حيوان پس از 7 روز اندازهگيري شد. در گروه درمان 20 دقيقه قبل از آزمون عصاره گياه با دوز 50 ميليگرم بر كيلوگرم تزريق ميشد.يافتهها : عصاره الكلي گياه داتوره، التهاب پا و صفاق را بهشكل معنيداري به ترتيب به ميزان %2/2±3/52 و %6/3±8/28 كاهش داد. مقايسه دادههاي حاصل از وزن پنبه كاشته شده در ناحيه كشاله ران موشها نشان داد كه التهاب مزمن به ميزان كم ولي معنيداري كاهش يافت(05/0p<).نتيجهگيري : با توجه به يافتهها، عصاره بذر گياه داتوره به ميزان مشخصي در كاهش التهاب مزمن و به ميزان بيشتر در كاهش التهاب حاد مؤثر است.
نویسندگان: محمدمهدی حسن زاده طاهری, حمیدرضا ریاسی, محسن ناصری
کلیدواژه ها : استاد - دانشجو - ارزشیابی - پیشرفت تحصیلی
: 17031
: 47
: 0
ایندکس شده در :

  زمينه و هدف: اساتيد به عنوان يكي از اركان اصلي نظام آموزش عالي بطور مستمر و به روشهاي مختلف، از جمله توسط دانشجويان ارزشيابي ميشوند. نظر به اين كه گروهي از اساتيد، با ارزشيابي توسط دانشجويان ضعيف، موافق نيستند، مطالعه حاضر به منظور تعيين ارتباط بين نمره ارزشيابي اساتيد و سطوح مختلف پيشرفت تحصيلي دانشجويان طراحي و اجرا گرديد.

  روش تحقيق: در اين مطالعه توصيفي- تحليلي و مقطعي كه در سال 1386 در دانشگاه علوم پزشكي بيرجند انجام شد، 63 نفر از اساتيد به روش سرشماري انتخاب شدند و با تكميل 2700 پرسشنامه توسط تمامي دانشجويان رشته پزشكي مورد ارزيابي قرار گرفتند. ابزار جمعآوري اطلاعات، پرسشنامه ارزشيابي اساتيد بود كه روايي و پايايي آن توسط مركز توسعه آموزش دانشگاه تاييد شده بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS (ويرايش 5/11) در سطح معنيداري 05/0>P مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.

  يافتهها: ميانگين نمرات ارزشيابي اساتيد توسط دانشجويان ممتاز، متوسط و ضعيف به ترتيب 46/11 ± 59/55، 49/12 ± 70/55 و 23/12 ± 51/55 بود (96/0=P). در بررسي حيطههاي مختلف مورد ارزشيابي، فقط در حيطه شؤون مدرسي بين دانشجويان ممتاز و ضعيف اختلاف معنيداري مشاهده گرديد (03/0=P) .

  نتيجهگيري: با توجه به اين كه بين نمره ارزشيابي اساتيد و سطوح مختلف پيشرفت تحصيلي دانشجويان اختلاف معنيداري مشاهده نشد، به نظر ميرسد كه سطح علمي دانشجويان در ارزشيابي اساتيد تأثير چنداني ندارد و از اين رو اين متغير نميتواند به عنوان يك عامل سوگيري در ارزشيابي اساتيد تلقي گردد. اختلاف مشاهده شده در حيطه شؤون مدرسي، ميتواند تأكيدي بر لزوم رعايت بيشتر عدالت اساتيد در برخورد با دانشجويان باشد .